پندار نيك
راه زندگي راه راستي است

دانلود سريال ملكه گدايان فصل دوم قسمت دهم ( قسمت 10 فصل دوم 2 ملكه گدايان )

دانلود قسمت 10 فصل دوم سريال ملكه گدايان، دانلود قسمت دهم فصل دوم سريال ملكه گدايان ، براي دانلود فصل دوم 2 سريال ملكه گدايان قسمت دهم 10 با ما همراه باشيد و قسمت 10 فصل 2 سريال ملكه گدايان را به صورت قانوني دانلود و در كنار خانواده تماشا كنيد.

سريال ملكه گدايان مجموعه نمايش خانگي به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده و به تهيه‌كنندگي علي طلوعي، محصول سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ است كه توسط شبكه نمايش خانگي و رسانه مدرن فيلم پخش مي‌شود.

لينك دانلود سريال ملكه گدايان فصل دوم 2 قسمت دهم 10 :

دانلود قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سريال ملكه گدايان

 قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سريال ملكه گدايان روز چهارشنبه 13 مرداد 1400 ساعت 8 صبح در مدرن فيلم منتشر خواهد شد.

************************

خلاصه سريال ملكه گدايان فصل دوم : 

افرا و فرهاد، وصالي بعد از بيست سال …!

البرز شيميدان ساكن آلمان است. پدرش خسرو و مادرش خورشيد در ايران زندگي مي‌كنند. البرز با دختري به نام سارا كه در ايران زندگي مي‌كند و براي درمان بيماري پدرش به آلمان آمده، آشنا مي‌شود و با او نامزد مي‌كند. او قرار است در تركيه با سارا ازدواج كند. همه‌چيز براي يك مراسم به يادماندني مهيا است كه خبر مي‌رسد پدرش به كما رفته‌است. البرز با گذشته‌اي مبهم، از بازگشت به ايران هراس دارد اما براي آخرين ملاقات با پدر، راهي جز بازگشت به ايران ندارد، ولي بنابر مشكلاتي او مجبور است كه به صورت قاچاقي به ايران بيايد. با وجود اصرار فراوان مادر البرز براي بازنگشتن او به ايران، البرز تصميم خود را گرفته‌است. وقتي او بازمي‌گردد هيچ‌كس او را نمي‌شناسد و او را فرهاد بابايي خطاب مي‌كنند و كسي جز قاچاقچي او را به خاطر ندارد و اين تازه شروع ماجرايي پر دردسر و خطرناك است.

************************

بازيگران سريال ملكه گدايان فصل دوم : 

باران كوثري (افرا بابايي)، رويا نونهالي (لعيا يكتا)، پانته‌آ بهرام (خورشيد يكتا)، فرزاد فرزين (پارسا پارسا)، محمدرضا غفاري (آريا درخشان)، آرمان درويش (البرز شمس)، رضا بهبودي (شبير)، يسنا ميرطهماسب (سهيل)، الهام كردا (مهناز)، سولماز غني (فريبا رضايي)، علي اوجي (سيامك)، بهشاد شريفيان (شنتيا)، مريم سرمدي (بتول)، شبنم قرباني (سارا محمودي) و…

************************

شما مي توانيد در رسانه مدرن فيلم ، قسمت دهم 10 فصل دوم 2 سريال ملكه گدايان را مشاهده نماييد.

مدرن فيلم بستري فراهم نموده تا به راحتي بتوانيد به صورت آنلاين ، دانلود سريال ملكه گدايان فصل دوم 2 قسمت دهم 10 و ديگر سريال هاي مورد علاقه خود را با ترافيك نيم بها دانلود نماييد.

************************

براي دانلود فيلم و سريال هاي ايراني و خارجي دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده مي توانيد به سايت مدرن فيلم مراجعه نماييد.

سايت modernfilm.ir يكي از سايت هاي مرجع براي دانلود سريال و فيلم هاي ايراني و خارجي دوبله فارسي و زيرنويس چسبيده فارسي با لينك مستقيم و كيفيت عالي مي باشد.

از سايت هاي حوزه فيلم و سريال براي دانلود فيلم و سريال هاي ايراني و خارجي دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده مي توان به سايت https://modernfilm.ir/ اشاره نمود.

ادامه

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ] [ ۰۱:۲۷:۲۱ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

مدرن فيلم ؛  مرجع به روز دانلود فيلم و سريال

مدرن فيلم رسانه دانلود فيلم و سريال، سايتي براي دانلود فيلم و سريال هاي ايراني و خارجي دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده با لينك مستقيم و كيفيت عالي، كه به راحتي مي توانيد فيلم مورد علاقه خود را دانلود كنيد .

 

 مدرن فيلم

 

دانلود فيلم ايراني

دانلود فيلم ايراني از سايت مدرن فيلم به آساني ممكن است. شما مي توانيد تمامي فيلم هاي ايراني جديد كه منتشر مي شود را به راحتي دانلود كنيد .

 

دانلود فيلم خارجي

دانلود فيلم خارجي، دسته اي ديگر از آرشيو فيلم هاي وب سايت مدرن فيلم است. شما مي توانيد به صورت دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده با لينك مستقيم و كيفيت عالي، به تمامي فيلم و سريال هاي خارجي جديد و قديمي دسترسي داشته باشيد .

 

دانلود سريال ايراني

دانلود سريال ايراني، پرطرفدارترين دسته فيلم هاي "سايت مدرن فيلم " است. اين امكان براي شما مهيا شده تا كليه سريال هاي ايراني جديد كه به صورت روزانه منتشر مي شود ر ا با لينك مستقيم دانلود نماييد .

 

دانلود سريال خارجي

دانلود سريال خارجي دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده جديد با كيفيت عالي ، جز محبوب ترين سريال هاي خارجي در سايت دانلود فيلم مدرن فيلم است. شما مي توانيد سريال دلخواه خود را دانلود نموده و از تماشاي آن لذت ببريد.

 

دانلود انيميشن و كارتون

دانلود انيميشن و كارتون دوبله فارسي و زيرنويس فارسي چسبيده براي كودكان، يكي از بخش هاي مفيد سايت است كه مي تواند سرگرمي مناسبي براي كودكان و نوجوانان شما باشد .

 

سايت مدرن فيلم ، سايتي مرجع براي دانلود فيلم و سريال در ايران است.

با استفاده از خدمات سايت مدرن فيلم، شما تفريحي سالم در كنار اعضاي خانواده را تجربه مي كنيد و مي توانيد كليه فيلم و سريال هاي جديد با لينك مستقيم را مشاهده كنيد.

شما عزيزان مي توانيد به راحتي كليه فيلم هاي درام ، اكشن ، اجتماعي ، جنايي ، ترسناك و مهيج را از سايت modernfilm  دانلود نماييد .

سايت modernfilm.ir سايت مناسب تمامي سليقه ها براي دانلود فيلم هاي خارجي جديد مي باشد .

بهترين سايت دانلود فيلم و سريال خارجي با لينك مستقيم و كيفيت عالي براي تماشاي آنلاين فيلم و سريال هاي ايراني و خارجي ، مدرن فيلم مي باشد .

از مدرن فيلم مي توان به عنوان يكي از سايت ها ي داخلي دانلود فيلم و سريال نام برد .

همچنين بهترين سايت دانلود فيلم و سريال ايراني به لحاظ تجربه كاربري تنها با يك كليك و لينك مستقيم براي دانلود فيلم هاي ايراني جديد و فيلم سينمايي جديد خارجي مي توان به وب سايت مدرن فيلم اشاره نمود .

مدرن فيلم، براي زمان شما ارزش قائل مي شود و نگاه شما دارايي ما است.

همراهي و حضور شما براي پيوستن به خانواده بزرگ مدرن فيلم، افتخار ما است.

براي ادامه مطلب كليك كنيد

 

 

 

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ تير ۱۴۰۰ ] [ ۰۱:۰۹:۴۴ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۹ ] [ ۱۰:۱۱:۴۰ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

پزشكان غير واقعي ترين لحظات فيلم ها را فاش مي كنند و به ما يادآوري مي كنند كه در زندگي واقعي همه چيز به اين شكل پيش نمي رود
1
3
4
-
2 كيلو

در فيسبوك به اشتراك بگذاريد

آن را توييت كنيد

در Pinterest به اشتراك بگذاريد
در فيلم ها ، اغلب صحنه هايي را مي بينيم كه در آن پزشكان با استفاده از دفيبريلاتور مردم را به زندگي برگردانند. قلب فرد از كار مي افتد و پزشكان فرياد مي زنند: "بياييد بيرون برويم!" و شوك هاي الكتريكي را به بيمار تحويل دهد. و سپس او به طرز معجزه آسايي نجات مي يابد! اما در زندگي واقعي كاملاً به همين روش كار نمي كند و در حقيقت دستگاه دفيبريلاتور نمي تواند فردي را در آستانه مرگ نجات دهد. و بسياري موارد ديگر وجود دارد كه فقط در فيلم ها امكان پذير است و در زندگي واقعي به هيچ وجه امكان پذير نيست.

ما در Bright Side مجذوب صحنه هاي پزشكي فيلم ها و سريال ها هستيم. اما بدون شك لحظاتي كاملاً غيرواقعي وجود دارد.

1. احياي قلبي ريوي موجب نجات جان افراد مي شود و معمولاً زمان بسيار كمي طول مي كشد
پزشكان غير واقعي ترين لحظات فيلم ها را فاش مي كنند و به ما يادآوري مي كنند كه در زندگي واقعي همه چيز به اين شكل پيش نمي رود
© The Hunger Games: Catching Fire / Lionsgatw Films
روش صحيح انجام احياي قلبي ريوي انجام 30 فشرده سازي قفسه سينه ، سپس دو بار تنفس تا رسيدن آمبولانس است. همچنين انجام بين 100 تا 120 فشار در دقيقه مهم است. و اگر احيا قبلاً توسط پزشك انجام شده باشد ، بعضي اوقات ممكن است بيش از 30 دقيقه طول بكشد تا فرد به هوش بيايد.

در تلويزيون ، مي توانيم ببينيم كه ميزان زنده ماندن پس از احياي قلب حدود 70٪ است ، اما اين ميزان در واقعيت بسيار كمتر است. و ديدن صحبت شخصيت ها پس از بيدار شدن از خواب غير معمول نيست ، كه در زندگي واقعي بسيار نادر است. به عنوان مثال ، در فيلم The Hunger Games: The Burning ، پيتا در عرض يك دقيقه از CPR از خواب بيدار مي شود و بلافاصله توانايي هاي كامل خود را بازيابي مي كند. در زندگي واقعي غيرممكن است.

تبليغات

تبليغات

2. دستگاه دفيبريلاتور مي تواند هركسي را به زندگي بازگرداند
© Flatliners / انتشار تصاوير سوني
براي كاركرد دفيبريلاتور ، هنوز بايد فعاليت الكتريكي در قلب سوژه وجود داشته باشد. اين دستگاه در مواقعي كه ضربان قلب نامنظم است و بايد به ريتم طبيعي خود برگردد ، مثر است. در فيلم ها ، از دفيبريلاتور اغلب براي احياي كسي كه قلبش ديگر نمي تپد استفاده مي شود ، در حالي كه اوضاع در واقع به همين ترتيب پيش نمي رود. دفيبريلاتور فعاليت الكتريكي را در قلب از سر نمي گيرد. برعكس ، او آن را قطع مي كند.

3. پزشكان مفهوم خاص خود را براي عقيم سازي دارند
© Doctor Strange / استوديوي مارول
تبليغات

تبليغات

در اتاق عمل ، همه بايد ماسك و دستكش داشته باشند. وقتي دستكش روشن شد ، نمي توان آن را جدا كرد و يا روي سطح ديگري از جمله ماسك را لمس كرد. اگر يك جراح نياز به تنظيم ماسك و يا لمس تجهيزات پزشكي داشته باشد ، فرد ديگري كه دستكش غير استريل به دست دارد اين كار را براي او انجام مي دهد. در فيلم ها ، شخصيت ها اغلب اين قوانين اساسي را فراموش مي كنند.

به عنوان مثال ، در شروع صحنه عمل در Doctor Strange ، فقط يك نفر ماسك مي زند. ما همچنين مي بينيم كه يك دستكش استريل با تجهيزات پزشكي غير استريل لمس مي كند و يك دستيار يكي از دستكش هاي خود را براي تنظيم عينك دكتر استرنج خارج مي كند. سپس همه پرسنل پرستاري را با ماسك در اتاق مي بينيم ، اما آنها مجبور بودند آن را با دستكش استريل لمس كنند تا آن را بپوشند ، جراحي هرگز انجام نمي دهد.

4- بيماران بلافاصله از كما بهبود مي يابند
© مردگان متحرك / AMC
وقتي از كما بيدار مي شويد ، بهبودي به زمان نياز دارد. براي برخي حتي چندين سال فيزيوتراپي طول مي كشد تا شاهد بهبودها باشيم. از طرف ديگر ، در تلويزيون شخصيت هايي كه در كما بوده اند خيلي زود بهبود مي يابند. به عنوان مثال ، در Kill Bill: Volume I يا The Walking Dead ، شخصيت هاي اصلي از كما بيدار مي شوند و فقط چند دقيقه بعد دوباره راه مي روند.

5- اشتباه كردن قابل تحمل است
© Grey`s Anatomy / ABC
بسيار اشتباه است كه افراد حرفه اي در حرفه پزشكي در تلويزيون اشتباه مي كنند ، اما به اندازه كافي مجازات نمي شوند. به عنوان مثال ، در آناتومي گري ، ايزي ، يك كارآموز ، عاشق يك بيمار مي شود. او عمداً وضعيت او را بدتر مي كند تا او را در ليست اهدا كنندگان قرار دهد. بنابراين ، وي مورد مواخذه قرار مي گيرد.

در زندگي واقعي ، وي اجازه ادامه كارورزي يا پزشكي را ندارد. او همچنين مي تواند به خوبي محاكمه شود و همچنين به حبس محكوم شود.

تبليغات

6. بيماران در حين عمل چشمان خود را ضبط نمي كنند
© بيدار / Metro-Goldwyn-Mayer Studios Inc.
به طور معمول ، در حين عمل ، پلك هاي بيماران تحت بيهوشي حفظ مي شود.

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۳:۰۳:۰۹ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

16 تصويرگري و توصيه هاي يك روانشناس اسپانيايي كه به روشني توضيح مي دهد مادر بودن چيست
1
1
1
-
421

در فيسبوك به اشتراك بگذاريد

آن را توييت كنيد

در Pinterest به اشتراك بگذاريد
مادري براي اكثر زنان تغيير اساسي است. "تنظيم اين نقش جديد در بعضي مواقع بسيار پيچيده است و اين طبيعي است ، زيرا معمولاً شرايطي هستند كه قبلاً تجربه نكرده ايد. ترس ، ترديد ، خستگي ... اين يك جشنواره كامل احساسات و چيزهاي جديد است! " اينگونه است كه مامن جيمنز ، روانشناسي كه در مادريد زندگي مي كند ، به ما مي گويد كه چگونه مادر شدن مي تواند يك زن را متحول كند. بنابراين ما با او تماس گرفتيم و در طي مصاحبه اي كه با ما كرد ، او به ما گفت كه پدرش يك هنرمند است. بنابراين نقاشي براي او راهي موثر براي كمك به او در كشف زندگي جديد خود به عنوان يك مادر بود. در اينستاگرام ، او خودش را Lapsicomami ("مادر كوچك شده") صدا مي كند و نام او همه چيز را مي گويد. وي همچنين نكاتي را براي خوانندگان ما با كودكان با ما در ميان گذاشت.

سيمپا برخي از تصاوير اين مادر روانشناس را كه زندگي روزمره زنان داراي فرزند را به تصوير مي كشد ، با شما به اشتراك مي گذارد. در انتهاي مقاله ، نكاتي را پيدا مي كنيد كه ممكن است به شما كمك كند در نقش مادر خود رشد كنيد.

1. صادق باشيد ، لطفا
16 تصويرگري و توصيه هاي يك روانشناس اسپانيايي كه به روشني توضيح مي دهد مادر بودن چيست
© lapsicomami / اينستاگرام
تبليغات

تبليغات

2. به سن خود پي ببريد
16 تصويرگري و توصيه هاي يك روانشناس اسپانيايي كه به روشني توضيح مي دهد مادر بودن چيست
© lapsicomami / اينستاگرام
3. ممكن است به عينك نياز داشته باشيد


"آناتومي يك مادر

آنچه فرزند شما مي بيند:

دوربين مداربسته 24/7 ، غار گنج ، آرام بخش ، غذا ، بالش ، تخت ، محافظ ضد هيولا ، وسايل حمل و نقل ، صندلي راحتي ، سرسره ، 100٪ عشق

آنچه مي بينيد ، شما:

مستي من وقت نكردم موهايم را شانه كنم ، 75000 چيز در ذهنم ، سياهي حلقه ، بازوهاي فوق العاده قوي ، همه چيز با قبل فرق دارد ، پاهايي كه در حمايت از تو مشكل دارند ، كفش راحت (براي پيروي از ريتم كودك خود) ، 100٪ عشق "

تبليغات

تبليغات

4. "يك گاو به ياد نمي آورد زماني كه او فقط يك گوساله كوچك بود"
© lapsicomami / اينستاگرام
5. خيلي خوب است كه آنها را تمام روز در خانه داشته باشيم ، مگر نه؟

"سلام ، سپتامبر

مامااااان!

حوصله ام سر رفته !

مامان

چرا "تعطيلات در طول تعطيلات" براي والدين وجود ندارد؟ "

6. و همچنين وقتي چرت مي زنم ...

"بچه هاي من دليل اين هستند كه من هر روز صبح از خواب بيدار مي شوم ...

... و همچنين چندين بار در شب "

تبليغات

7. واقعيت غيرقابل توصيف جوراب ها


"قبل از اينكه شما والدين باشيد

اينها متفاوت است ، اما فقط ديده نمي شود. اينجا خوب است

يك بار پدر و مادر

هيچ دو نفر يكسان نيستند ، چگونه ممكن است؟

اقليت جوراب هاي من كجا هستند؟

P.S: مرتب سازي جوراب ها جهنم به يك سرگرمي سرگرم كننده تبديل مي شود. "

8- آيا يك مورد با كافئين كافي وجود دارد؟


"اندازه هاي قهوه

كوچك - متوسط ​​- بزرگ

براي مادر "

9. واقعيت غم انگيز
© lapsicomami / اينستاگرام
تبليغات

تبليغات

10. همچنين عصر جمعه كار مي كند
© lapsicomami / اينستاگرام
11. اين خيلي ناعادلانه است
© lapsicomami / اينستاگرام
تبليغات

تبليغات

12. بدون كوچكترين پشيماني

"مادر ، ديگر شكلاتي وجود ندارد؟

اوه ... نه ، تمام شد

عزيزم ، تو با دستشويي تموم شدي؟ بايد برم

هوم ... تقريبا!

فداكاري هاي يك مادر

براي هر چيزي آماده باشيد تا كودكان ما رژيم غذايي متعادل داشته باشند "

13. مجله زايمان واقعي به اين شكل است
© lapsicomami / اينستاگرام
14. در مورد ما چطور؟

"زندگي مادر: فروش

انتظارات:

لباس هاي ارزان پيدا كنيد تا كمد لباس خود را به روز كنيد و لباس خواب خود را يك بار براي هميشه در كمد قرار دهيد.

واقعيت:

بند موهايم را خريدم

لباس براي آن كوچك

لباس براي آن كوچك

لباس براي آن كوچك

لباس براي آن كوچك

لباس براي آن كوچك

براي رفتن به لباس لباس مي پوشيم. چرا ؟

شورت بوكسر براي پدر

آنها هميشه مورد استقبال قرار مي گيرند (و ارزان است)

تبليغات

تبليغات

15. تابستان طولاني ترين فصل سال است

"آخرين روز مدرسه و به سختي از دانشگاه خارج شويد ...

- همين بود عزيزم ، مدرسه بيرون است. براي تعطيلات دو ماهه رفته است.

- بله ، تعطيلات! ما چكار مي كنيم و بعد از ؟ و فردا ؟

سلام بر تابستان ... "

16. در هر صورت ، بسته بندي چمدان ها در سنين نوجواني راحت تر است

"چمدان بيمارستان

يادآوري: براي بيمارستان ، نه براي حمله زامبي

- چيزي فراموش نكرديم؟

- نه من اينطور فكر نميكنم..."

بازتاب ها
ابرمرد مدل بايد توانايي اداره همه امور را داشته باشد. از ما خواسته مي شود كه فرزندانمان را طوري پرورش دهيم كه گويي كار نمي كنيم و طوري كار كنيم كه انگار فرزندي نداريم. اين استانداردهاي غير واقعي به ما آسيب زيادي مي رساند ، زيرا ما نمي توانيم اين كار را انجام دهيم. اما اين مدل واقعي نيست ، فقط قابل دستيابي نيست ،

 

اين شكل ظاهري اين 17 دونفره معروف ديزني است كه اگر انسان باشند
2
1
-
-
626

در فيسبوك به اشتراك بگذاريد

آن را توييت كنيد

در Pinterest به اشتراك بگذاريد
كارتون هاي ديزني پر از شخصيت هايي است كه توسط حيوانات مختلف يا موجودات غير انساني ديگر نشان داده مي شوند. اما اگر انسان در نظر گرفته شوند چگونه خواهند بود؟

ما در Bright Side اين س ourselvesال را از خود پرسيديم و تصويرگران درخشان ما به ما نشان دادند كه 17 معروف ترين آهنگ دو نفره ديزني اگر انسان باشند ، چگونه به نظر مي رسند.

1. برنارد و بيانكا
اين شكل ظاهري اين 17 دونفره معروف ديزني است كه اگر انسان باشند
2. Flotsam و Jetsam
اين شكل ظاهري اين 17 دونفره معروف ديزني است كه اگر انسان باشند
3. پونگو و پرديتا
اين شكل ظاهري اين 17 دونفره معروف ديزني است كه اگر انسان باشند
4. گاس و جاق
اين شكل ظاهري اين 17 دونفره معروف ديزني است كه اگر انسان باشند
تبليغات

تبليغات

5. اولاف و سون
6. Polochon و Sébastien
7. ولگرد و ليدي
8. رابين و ماريان
9. ميكي و ميني موس
تبليغات

تبليغات

10. توماس و دوشس
11. سيمبا و نالا
12. گربه هاي سيامي
13. Piglet و Winnie
14. پومبا و تيمون
15. تيك و تاك
16. دوري و مارين
17. ساليوان و باب
اگر مي خواهيد تصويري از خود را با شخصيت هاي مورد علاقه خود در ديزني داشته باشيد ، عكس خود را در نظرات بگذاريد ، و ما ممكن است آن را در پست بعدي خود قرار دهيم!

 

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۳:۰۱:۴۷ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
3
1
2
-
998

در فيسبوك به اشتراك بگذاريد

آن را توييت كنيد

در Pinterest به اشتراك بگذاريد
هر كسي كه با يك شخص حسود سر و كار داشته باشد مي داند كه بعضي اوقات افكار چنين افرادي منطق را نقض مي كند و فقط احساسات بر آنها حاكم است. ما افكار مربوط به اين موضوع را كه چيست ، نشانه اي از عشق يا بي اعتمادي است ، براي يك مقاله در آينده قرار خواهيم داد ، و در انتخاب امروز ما فقط در مورد خارج از مركز بيشتر از افراد نزديك و عزيزان ياد خواهيم گرفت. حيوانات مي توانند با حسادت مرتكب شوند.

در Bright Side ، ما به وفاداري بين مردم اعتقاد داريم و در مورد حيوانات اهلي ، مطمئن هستيم كه صاحبان آنها عشق كافي به همه خواهند داشت ، بنابراين زياد نگران نباشيد.

"گربه من به بازي ويديويي من حسادت مي كند"
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© saturnfrakker / reddit
4 مرحله حسادت
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© vanfullamidgets / reddit
تبليغات

تبليغات

مختصر و دقيق
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© yammmich / توييتر
سگ من آتنا (با بانداژ آبي) پنجه اش را شكست ، و سگ ديگرم ، كيلو ، شروع به حسادت كرد و پنجه اش را گاز گرفت. پس از صرف 3000 دلار ، هر دو سرانجام قادر به چهار دست و پا شدن هستند "
14 نفر كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© bumblebee15451 / reddit
هك زندگي براي يك لحظه پيچيده
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© anekdotru / توييتر
تبليغات

تبليغات

امروز ما مستندي را درباره گربه ماهيگيري تماشا كرديم. به نظر مي رسد گربه ما حسود بود. در همان ابتداي فيلم ، او به تلويزيون پريد و به مردم خيره شده بود "
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© KatrinRedHead / pikabu
هيچ گزينه اي امكان پذير نيست
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
"امروز تولد سگ من است. من فكر مي كنم گربه كمي حسادت مي كند "
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© PenguinSecks / imgur
داستان جير جير
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© nikolash / pikabu
تبليغات

اوه من ، آن صاحبان!
14 نفر كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© bou_ / توييتر
ج - حسادت
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
"سگ همسايه به دنبال من آمد تا او را نوازش كنم و گربه من حسادت كرد"
14 نفر كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© st_petersderp / reddit
تبليغات

تبليغات

نكته اصلي اين است كه همه چيز را به موقع روشن كنيم
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© ForsmazhorKA / pikabu
14 نفري كه اكنون مي دانند حسادت واقعي چگونه است
© pexels
"اين آتنا است ، او لابرادور 9 ساله است. وقتي او سگهاي جوان ديگر ما را در دامان من مي بيند ، عصباني مي شود. بنابراين ، اين كودك نيز در دامان من نشسته است "
© Martinstanley12 / reddit
ما مطمئن هستيم كه شما نيز داستان هايي داريد ، جايي كه حسادت كلمه اصلي است ، و مي توانيد آنها را با ما در ميان بگذاريد. ما نمي توانيم صبر كنيم تا شما را در نظرات بخوانيم.

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۳:۰۰:۱۱ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

نقد و بررسي فيلم هاي - BUD SPENCER (1929-2016): PETIT PAPA BASTON -
"اسپنسر" براي اشاره به اسپنسر تريسي ، و "جوان" به احترام به بودويزر ، "آبجو مورد علاقه" او. بود اسپنسر شايد بيشترين استعداد بازيگري در جهان را نداشته باشد ، اما حس فرمول و quiche را داشت. در هر صورت كافي است تا افسانه شويد و به فيدل كاسترو كنسرو شويد. Peinard در رم ، جايي كه هنوز در 83 سالگي زندگي مي كرد ، اين بازيگر ايتاليايي در سالهاي ديوانه خود به ما باز مي گشت. توسط لوكاس دوورنت-كوپولا در رم

يك روز صبح در سال 1967 ، كارگردان ايتاليايي جوزپه كوليزي ، دوست خود ماريا پدرسولي را كه پدرش ، تهيه كننده بزرگ فيلم ، و در ميان ديگران La Dolce Vita و Le Voleur de bicyclette را بنيان نهاد ، صدا زد. كوليزي چهار راه پيش نمي رود: «آيا شوهرت هنوز هم آنقدر بزرگ است؟ او پاسخ مي دهد: "نه ، اين بدتر است." كوليزي راضي است. او مي خواهد با اين كارلو پدرسولي صحبت كند كه قبلاً يك يا دو بار او را رد كرده و ديده است كه در يك قهرمان از زمان ما ، توسط مونيچلي يا در بن هور ، توسط ويليام وايلر غرغر مي كند. بحث مختصر است. "آيا شما انگليسي صحبت مي كنيد؟" "نه" "آيا شما قبلا ريش داشته ايد؟" "نه ، من هر روز صبح اصلاح مي كنم." "آيا مي دانيد چگونه سوار اسب شويد؟" "نه" "چقدر مي خواهيد در يك فيلم بازي كنيد؟" "بايد چكار كنم؟" كارگردان اين پروژه را توضيح مي دهد: اين يك داستان سگ ، گربه و روباه است. يك كار دو ماهه و چهار ميليون ليره. پدرسولي قبول مي كند.
چند ماه بعد ، در 31 اكتبر همان سال ، فيلم خدا مي بخشد ... نه من! روي صفحه هاي ترانسالپين بيرون مي آيد. پيشيني ، هيچ چيز اين اثر را از 440 فيلم گاوچران ديگر توليد شده توسط سينماي ايتاليا بين سالهاي 1964 و 1970 متمايز نمي كند. چيزي جز دو بازيگر اصلي آن ، بوداد اسپنسر و ترنس هيل ، نوعي اسپاگتي به سبك وسترن لورل و هاردي. ترنس هيل در واقع ماريو گيروتي ، بازيگر خوش تيپ ونيزي ناميده مي شود كه تاكنون شهرت او اين است كه موفق شد صحنه كوچكي را در يوزپلنگ ويسكونتي خراش دهد. بود اسپنسر كارلو پدرسولي است. يك پسر عجيب و غريب كه وقتي نفس مي كشد ، صبح مي چرخد ​​و به شما فشار مي دهد. برخلاف همه انتظارات ، اين دو به پديده جامعه روي مي آورند. هفده فيلم با هم و محبوبيتي كه مرزهاي ايتاليا را پشت سر مي گذارد. افسانه ها مي گويند فيدل كاسترو همه فيلم هاي آنها را ديده است. شروراني كه سيب زميني مي گرفتند ، روزي به سفير كوبا در ايتاليا مي گفت ، هنوز نماينده سرمايه داران ثروتمند است. همچنين گفته مي شود كه بود و ترنس در كشورهاي عربي بسيار محبوب بودند ، به دليلي ساده مانند احتياط: بر خلاف ساير فيلم هاي توليد شده در غرب در آن زمان ، هرگز يك قطره خون و از همه مهمتر ، هرگز صحنه جنسيت نبود. . پدرسولي چه مي گويد؟ او مي گويد درست است

جوانه در جنگ بزرگ


"بياييد صادق باشيم: من بازيگر نيستم." »
كارلو پدرسولي در زمان ملاقات 83 ساله است و هنوز هم "تقريباً هر روز" با ترنس هيل صحبت مي كند - "ما تنها زوج سينمايي هستيم كه هميشه با هم مشاجره كرديم". هنوز هم به همان اندازه عظيم است ، در محله هاي شيك رم زندگي مي كند و هر بار كه او به خيابان مي رود ، حداقل يك نفر او را متوقف مي كند. او بيش از اين به آن توجه نمي كند. بالاخره اين صحنه شصت سال است كه در حال تكرار است. "به محض ورود به مهد كودك ، من يك فروشنده امضا شدم. هر روز از من براي پدر ، پسر عموي ، دوست يك دوست امضا خواستم. عصرها ، دايي ام تكه هاي كاغذ را امضا مي كرد و روز بعد من ستاره بودم. »مي گويد: تيموتي ، برادرزاده بيست ساله اش.
در همين حال ، از اوج سالمندي ، بود / پدرسولي وقت داشت تا در مورد ستاره خود تأمل كند كه باعث افتخار نشان لياقت جمهوري ايتاليا شد. آنچه او از آن باز مي دارد: زندگي بيشتر يك شانس است. "فقط يك دليل وجود دارد كه من كاري را انجام مي دهم كه به آن شغل گفته مي شود و چرا كه امروز نيز بسيار محبوب هستم: اين به اين دليل است كه من در بازي با پسري بازي كردم كه مردم آن را دوست داشتند. . انبوهي از بازيگران خارق العاده اي كه تحصيل كرده اند ، آكادمي گذرانده اند ، واقعاً بسيار قوي هستند و كار نمي كنند وجود دارد. چرا؟ زيرا آنها شخصيت هاي غير دوستانه بازي مي كردند ، كه تماشاگران آنها را دوست نداشتند. در اينجا اين است: بود اسپنسر ، خاطي ، مردي كه قبل از اينكه فكر كند دست مي زند ، متواضعانه بازي مي كند.
"بياييد صادق باشيم: من بازيگر نيستم ، هرگز نبوده ام. من بازيگر را كردم. به من گفتند يك كار انجام بده ، من اين كار را كردم. اما بازيگر واقعي از نظر من بازيگر تئاتر است. در فيلم ها ، قبل از اينكه نتيجه رضايت بخشي بدست آوريد ، مي توانيد چهل بار شليك كنيد و بيش از چهل بار شروع كنيد. عموم مردم در مورد اين همه گيرهاي ناموفق چه مي دانند؟ هيچ چي. در تئاتر ، وقتي پرده باز مي شود ، اگر كاملاً روي نقطه نيستيد ، اگر كاملاً نمي دانيد 

متن خود را وارد كنيد و چه كاري انجام دهيد ، شما پيچ خورده ايد. من كاملاً قادر به انجام تئاتر نيستم. ترنس يك بازيگر واقعي بود. قبل از زمان گرفتن ، او را ديدم كه دوباره تمرين مي كند و تمرين مي كند. من ، در آن مدت ، خوابيدم يا غذا مي خوردم. من به طور اتفاقي آنجا بودم ، بنابراين ساكت شدم. "

در مجموعه A Reason To Live، A Reason to Die


پوست تمساح و واترپلو
به طور تصادفي ، و از طعم ماجراجويي. چون پدرسولي حقيقت را مي گويد: بود اسپنسر ، در آخر ، فقط يك قسمت از زندگي او بود. حتي انتقال به صفحه شخصيتي كه او هر روز داشت. ايتاليايي با ظاهري گريز مانند با شرمندگي اذعان مي كند كه او فقط دو بار در زندگي خود جنگيده است ، يكي براي مشكل در سر و صدا در شب ، و ديگري براي يك ترمز تصادفي در چراغ قرمز. واقعيت ؟ بيش از همه ، اين مرد شناگر است. كارلو پدرسولي ، 1.92 متر وزن و بين 100 تا 130 كيلو ، براي هميشه به عنوان اولين ايتاليايي باقي خواهد ماند كه در 100 متر آزاد به زير شصت و دوم رسيده است. دو بازي المپيك ، هفت قهرماني در ليگ ايتاليا و پيروزي با تيم ملي واترپلو ايتاليا ، كه او يك مهاجم مركزي بود. اين اتفاق بين سالهاي 1940 و 1960 رخ داد ، مدتها قبل از اينكه ورزش حرفه اي به شكل امروزي درآيد.
كه بسيار خوب است: پدرسولي هرگز قصد نداشت زندگي خود را به عنوان يك مرد جنسي براي چند ثانيه ديگر در بند بگذارد. فرانكو باچيني ، مربي سابق پدرسولي در لاتزيو و مربي سابق تيم واترپلو ايتاليا ، پسربچه اي را به ياد مي آورد كه زمان بيشتري را به سيگار كشيدن از اين كه به طول مي كشيد ، مي گذرد: مركز جلو ، بسيار بدني ، خيلي سريع. اما او به سختي مي توانست بيش از 1000 متر در روز شنا كند كه اين براي يك ورزشكار در اين سطح مضحك است. "ماسيمو مورولي ، رئيس فعلي بخش شناي لاتزيو ، همچنين اين تصوير از يك پسر را در گرما حفظ مي كند:" او به تمرين در كاديلاك يا بيوك آمد ، هميشه با Ray-Ban هاي خود. بين دو تمرين ، او گيتار مي زد و جوك مي گفت.
"من خوابيدم يا غذا خوردم. من به طور اتفاقي آنجا بودم ، بنابراين ساكت شدم. "
قبل از فيلم ها ، بود هميشه براي گذران زندگي سخت كار كرده بود. "من از سفارتخانه ها اتومبيل مي خريدم ، زيرا آنها هر شش ماه يكبار آنها را عوض مي كردند ، سپس آنها را فروختم و از اين طريق امرار معاش كردم. نوعي احساس تدبير در آمريكاي جنوبي آموخت كه وي هشت سال را سپري كرد ، ابتدا از 1947 تا 1951 ، سپس از 1957 تا 1960. آرژانتين ، برزيل ، آمازونيا ، ونزوئلا در انقلاب كامل. در قاره جديد ، بود ، كه به دنبال پدرش در جستجوي شانس از ناپل مهاجرت مي كند ، كارهاي عجيب و غريب انجام مي دهد. وي كيسه هاي آرد را در بندر بوينس آيرس تخليه مي كند ، مسئول كارهاي كوچك با يك كنسولگري ايتاليا در شمال برزيل است و براي Dupont ، يك شركت توليد كننده لاك پوستي تمساح كار مي كند. همچنين گفته مي شود كه او در سفارت در ونزوئلا منشي بوده است ، كه وي آن را انكار مي كند: "آيا اين مزخرف است: من ، منشي؟ براي بقيه ، او موافق است ، "من هر كاري را كه تصور كنيد در طول زندگي انجام دهيد. همه چيز به جز دو چيز: پريما بالرين و سواركار ، زيرا من خيلي چاق بودم. "


با ترنس هيل.

حلقه ها و سياست ها
به حدي كه وقتي سينما او را دوباره به آمريكاي جنوبي برد ، در سال 1972 ، براي فيلمبرداري با جوزپه كوليزي در كلمبيا اكنون اين پلاتا نام دارد ، ماجراجويي جديد بود اسپ اسپنسر و ترنس هيل ، بازيگر مدتهاست مي داند كه او اينجا نيست تا سعي كند اسكار را بدست آورد. اما بيشتر براي شكافتن دهان. يك روز ، در سانتا مارتا ، بود كنترل هواپيما را - يك سسا 172 - به جاي خلبان اختصاص داده شده به گروه فيلمبرداري ، و قبل از اينكه در يك مسير خاكي فرود بيايد ، چند حلقه به خودش پيشنهاد مي دهد. به طول سه كيلومتر. وي هنوز در فكر گرفتن گواهينامه خلباني خود نبوده است ، اما افشاگري در اين باره وجود دارد. اين كودتا سرآغاز شور و اشتياق بود كه وي را به خلباني يك بالگرد بل سوق داد. 206 سر صحنه سريال Super-Miami پليس در سال 1985 ، براي ساختن خليج Wichita-Goose (3300 كيلومتر) براي سرگرمي و يك روز خوب ، پس از بوسيدن در آستانه سقوط به ببر. زن و كنترل يك ماشين معيوب را در دست گرفت.
حتي امروز ، اين دوره هوايي همچنان مورد علاقه كارلو پدرسولي است. "من به موفقيت هايم در ورزش بيشتر از سينما افتخار مي كنم زيرا اولي متعلق به من است در حالي كه دومي متعلق به عموم است. اما هنوز بالاتر از آن ، من حرفه خود را به عنوان يك خلبان قرار مي دهم. حرفه اي كه به تعداد دقيق مي توان مشاهده كرد: به طور دقيق 2400 ساعت پرواز. تاريخ نمي گويد آيا جايي براي كمك خلبان در كابين خلبان وجود داشته است يا خير. آنچه مسلم است اما بود اسپنسر هرگز دوباره همان هيجان را احساس نكرده است. با اين حال ، اين تلاش ها نبوده اند. در سال 2005 ، پدرسولي رفت تا با نظريه شخصي خود در زمينه "بازيگري" با ارمانو اولمي خواستار روبرو شود ، كه اين فيلم را در فيلم آواز خواندن در پشت صفحه فيلمبرداري كرد. ماجرايي كه وقتي فيلمساز در بيمارستان بستري شد ، ديد كه بعد از ظهرها پشت دراز تكرار فيلم با بود اسپنسر و ترنس هيل دراز كشيده و اين بازيگر هنوز هم نمي داند كه چگونه فيلمبرداري كند: "عنوان فيلم اين بود برگرفته از يك رمان بورخس ، و من قرار بود نقش يك كاپيتان قديمي اسپانيايي را بازي كنم. اولين بار بود كه مطبوعات با من مثل يك بازيگر رفتار مي كردند. يك روزنامه نگار از لو فيگارو حتي مرا بغل كرد. من را متحير كرد. "
درست همانطور كه حضور كوتاه مدت وي در سياست در همان سال باعث شد او در ليست هاي Forza Italia در انتخابات منطقه متحير شود. سيلويو برلوسكوني در مشكلات انتخاباتي به دنبال نامزدهاي "مردم" رفت. اسپنسر به خودش اجازه مي دهد متقاعد شود ، سپس حوله را پرتاب مي كند. "اين داستان دو روز طول كشيد ، زيرا من بازوي خود را شكستم و نمي خواستم و نمي توانستم با بازوي شكسته تبليغ كنم. بنابراين ... هيچ ، در واقع به هر حال به سياست علاقه ندارم و برلوسكونيسم را دوره كوچكي از تاريخ ايتاليا مي دانم. در پايان ، او چه موفقيتهايي را با ترنس هيل از بزرگترين موفقيتهاي خود برد؟ "فيلم هاي ما عمدتا كمدي ژست بود. گفتگوها زياد بود ، من حتي مجبور شدم به انگليسي فيلمبرداري كنم. اما گاوچران در وسترن چيست؟ حداكثر پنجاه ، شصت كلمه و پرونده حل و فصل مي شود. من در حال بازي كابوي ها بودم كه به آدمهاي بد برخورد مي كردم ، اما اين شكسپير نبود. "

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۶:۳۴:۵۸ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

- يادداشتهاي سينما -
هر ماه ، نوئل گودين ، ​​شيريني پز معروف تروريست ، به ماجراهاي فرزانه خود نگاه مي كند و علاقه مندان به فيلم مي شود. در برنامه اين ماه: لوران بافي ، جس فرانكو ، كوربوچي و بسياري ديگر.

4 مه 2016. وقتي صداي پستچي ام را مي شنوم كه آواز La Cucaracha را مي خواند ، مي فهمم كه يك انقلاب مكزيكي در هوا وجود دارد. در واقع ، تعداد زيادي از وسترن هاي شبه جزيره كه در 20 سال گرانبهاي غرب غربي توسط آلن پيتيت سينماگر كه توسط نسخه هاي Artus براي من ارسال شده است ، ذكر شده اند و سوارهاي شورشيان زاپاتا و ويلا را به صراحت تحسين مي كنند. اين مورد ، در ميان بهترين ها ، در مورد كساني بود كه داميانو دامياني (ال چانچو) ، كارلو ليزاني (ركيسكانت) ، سرجيو كوربوچي (كمپانرو) امضا كردند. يا تحت سرپرستي يك Sergio Sollima (آخرين چهره به چهره Maxstirnerian) ، مسخره طعم قدرت را در خود مورد حمله قرار داد. اما وسترن هاي اسپاگتي روانگردان نيز مملو از وسايل خسته كننده ذهن (يك ارگان مسلسل ، يك ربات كوچك ديناميترو) توسط جوليانو كارنيمئو كاملاً ناشناخته (ملقب به آنتوني آسكوت) بودند كه با عصبانيت ترين غزل ، قراردادهاي بالستيك را متوقف و متوقف كردند. از نوع

10 مه teleportrata من از يك هنرمند توسط جكي برروير با عنوان Joyeuses Séditions به Arte بازمي گردد. من آن را اعلام مي كنم - اما آيا ما آن را در ويرايش نگه داشتيم؟ - كه شمشيري از داموكلس با خامه زده شده بر فراز سر وال و والس ، ماكرون و كوپه ، بالكاني و فينكيل كراوت معلق است.

11 مه تشييع جنازه شبح وار سينه. براي گرفتن آخرين "تماس تلفني" با او ، غواصي كنيد و به پاداش دين بپردازيد كه زندگي شيطاني خود را مي گويد؟ به جاي اينكه بميريد (ويراستار Montparnasse) كارتون ديوانه وار *** خود را به مدت 6 دقيقه پر كنيد! اتفاق مي افتد با سرعت Texaveryesque.

27 مه به عنوان بخشي از كنگره جهاني سازمان جهاني Hedonistic كه در چند كيلومتري اوكرموند در يك باغ عظيم لذت برگزار شد ، يك كينوي خورشيدي كه فقط با انرژي خورشيدي كار مي كند نيمه شب پر است دوستداران فيلمهاي كوتاه تحريك آميز از تمام قاره ها. از جمله: انيميشن هاي طنزپرداز درخشان ساديست بيل پليمپتون و ، تعجب ، داغ داغ لورن بافي كه اگر دوست داشتيم مي توانيم آن را مودار ببينيم. روز بعد ، ملاقات من و شيريني پزي من ، با ناراحتي ، توسط آپارتمان واقعي در پارلمان برلين ، غواص چپ آلمان ، صحرا واگنكنشت ، كه به طور ناگهاني از مهاجران عصباني شده است ، نشان داده خواهد شد.

اول ژوئن بادادابوم! بيرون درب من ، پستچي من كه اين بار آواز مي خواند Que serà serà ديد دو مستدون ادبي را كه با يك گاري براي من مي آورد از دستان او بيرون زدند: آنها خيلي بزرگ بودند! اين جس فرانكو يا رونق موسيقي بود ، كه باز هم ساختگي آرتوس توسط آلن پيتي بود. اما چه كسي اين بار 752 صفحه دارد. اين كار طول كشيد تا كار پربار يكي از آشفته ترين استادان كوچك سري Z اسپانيايي ، فرانسوي ، ژرمنيك را پشت سر بگذارد. روزي فرانكو گفت: "حدود 200 عنوان." روز بعد گفت بيش از 300 "گزارش مقدمه بازيگوش كتاب ژان پير بويكسو. و پاتاپوف ديگر ، آن جلد 2 از مجله كامل (تقويت شده) مجله افسانه اي فرقه دهه 60 و 70 Midi-Minuit Fantastic (نسخه عميق قرمز) بود كه ما بايد دوباره برگرديم و دوباره برگرديم و برگرديم ، ژامبون شاخ دار!

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۶:۳۳:۵۸ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

- ALAN VEGA: "آيا مي خواهم كلوني را طبق نظر خود در اطراف اتاق ببينم؟" -
ويوا وگا

او مسلماً در كلاس با خوانندگي در كلاس ، در گروهي با نام كلاس يكسان ، خودكشي ، با كلاس ترين خواننده بود. آلن وگا كه شخصيتي كليدي در زيرزمين دهه 1970 نيويورك بود ، در زندگي خود چندين بار با سينما راه را طي كرد. او را در خانه اش ملاقات كرده بوديم تا درباره جاذبه ، اسكورسيزي ، جاني دپ و وودي آلن صحبت كنيم. بين ديگران. توسط فرناندو گانزو ، در نيويورك / عكس: ماتيو زازو

شما از دهه 1950 شروع به رفتن به سينما در بروكلين كرديد ... آن زمان تعداد زيادي در آنجا نبودند. دو ، پنج ، هفت سينما. به خصوص تئاتر لوو در دو طبقه. پدر من عاشق گاوچران ، كشور ، غرب بود. كه وقتي به آن فكر مي كنيد شگفت آور است ، زيرا او اروپايي ، روسي-لهستاني بود (نام اصلي آلن وگا Boruch Alan Bermowitz ، يادداشت سردبير است). مادرم تئاتر را دوست داشت ... من چطور؟ من بچه بودم ، همه چيز را دوست داشتم. گاوچران ، كارآگاه ، چه كسي به خاطر مي آورد؟ چه كسي اهميت مي دهد؟ روزهاي آغازين تلويزيون نيز بود.

خوشت آمد؟ چيزهاي جالبي وجود داشت: جكي گليسون ، وودي آلن كه تبليغات تجاري مي نوشت ... اين كار خيلي شبيه به آن بود: نويسندگان ، نويسندگان عالي ، كه مانند سيد سزار با وودويل كار مي كردند و سپس كار خود را ادامه دادند. آنها دور يك ميز مي نشستند و در مورد ايده هاي خود بحث مي كردند. من با اين افراد بزرگ شدم. همچنين زماني بود كه شما لهجه هاي زيادي مي شنيديد: آلماني ، انگليسي ، يهوديان ، ايرلندي ها زياد بودند ... در آن زمان تعداد زيادي از سياه پوستان وجود نداشت ، آنها در نهايت جايگزين يهوديان شدند. دين مارتين هم ايتاليايي. او مدام مست بود! دختران او را دوست داشتند! "اوه ، اين خوب است! در آن زمان ، آنها واقعاً مي توانستند بنوشند ، هيچ كس اهميتي نمي داد. بسته موش ، سيناترا ، سمي ديويس جونيور ، پيتر لافورد ... همه اين افراد عالي ، لعنتي عالي بودند. آنها براي فرار از دنيايي كه در آن زندگي مي كردند از شوخ طبعي استفاده كردند. بعداً آنها را به پسرم نشان دادم و او نيز عاشق جكي گليسون شد. اين باعث شد كه او از خنده بميرد.

دختران را به سينما برديد؟ بله ، در آن زمان ، اين روش كار مي كرد. اكنون ديگر امكان پذير نيست. بچه ها عاشق فيلم هاي اكشن هستند و دختران چيزهاي عاشقانه را. علاوه بر اين ، چه كسي امروز به سينما مي رود؟ اين ويديو وجود دارد و بسيار گران است. من ، من هر از چند گاهي به آنجا مي روم. دوست دارم چيزي ديوانه وار ببينم. اما نادر است. وقتي پيش پرده فيلم هايي را كه اكران مي شوند مي بينم ، با خودم مي گويم "نان ، نان ، نان ...". اين واقعاً بد است. برد پيت ، جورج كلوني و بقيه ، اسم او چيست ... نام او چيست؟ آه بله ، ساندرا بولاك من از او متنفرم ، او نفرت انگيز است. چه چيزي او است؟ و جاذبه چيست؟ چه كسي گه مي دهد؟ آيا مي خواهم كلوني را طبق نظر شما در اطراف اتاق ببينم؟ سينماي 1950 و 60 عالي بود. از آن زمان ، ديگر هيچ ايده اي وجود ندارد. همان فرمول ، همان مزخرفات. همان عناوين! آنها حتي ديگر عناوين را نيز تغيير نمي دهند! از طرف ديگر ، من همه روز تلويزيون ، همه چيز را تماشا مي كنم. من تبليغات را دوست دارم ، آنها خيلي بد هستند! اما آنها هميشه در زمان اشتباه مي آيند. هميشه در يك لحظه قوي ، و آنجا ، bim! : تبليغات. شما نخ را گم مي كنيد ، گه.

"لري ديويد خيلي بروكلين است. بسيار صادق و صادق ،
از نظر سياسي نادرست است "

آيا واقعاً هيچ چيز مورد پسند شما قرار نمي گيرد؟ اخيراً Transformers را ديدم. جلوه هاي ويژه من را براي نيم ساعت اول ، يك ساعت منفجر كرد ، اما فراتر از آن نيست. ديگر نمي توانم فيلمي پيدا كنم كه بتواند روي من تأثير بگذارد. از طرف ديگر ، من نمايش هايي را دوست دارم كه همه ريموند را دوست دارند. اين كاملا اساسي است: طبيعت انسان و موقعيت هاي احمقانه. مثل آرچي بانكر است ، يادم مي آيد كه آن را دوست داشتم. او به عنوان يك پسر راستگرا معرفي شد ، اما از نظر سياسي او را از A به Z رها كردند. در غير اين صورت ، لري ديويد در Curb Your Enthusiasm. بسيار صادقانه و صادقانه است ، از نظر سياسي نادرست است. او بسيار بروكلين است ، لري ديويد. و او آن را به كاليفرنيا مي برد ، بسيار عالي است. اين واقعاً نفرت انگيز است ، من از ال.سي متنفرم. همه جا پليس وجود دارد. هيچ كس راه نمي رود ، همه در يك ماشين هستند. و اگر از اتومبيل خود پياده شويد و از خيابان عبور كنيد ، براي راه رفتن در جاده متوقف خواهيد شد!

فكر مي كنيد چه كسي از نيويورك بهترين فيلم را گرفته است؟ مارتين اسكورسيزي خيلي خوب بود. خيابان هاي متوسط! راننده تاكسي! فيلم هاي او فريبنده بودند. من اخيراً در يك كار بروس اسپرينگستين با او برخورد كردم - Springsteen تمام ويديوهاي من را توليد كرده است ، او قرار است حق Dream Baby Dream را داشته باشد تا آنها را در آلبوم هاي خود قرار دهد. او مانند يك شيطان كوچك به نظر مي رسيد ، او از اتاق عبور كرد ، و پرستو: اسكورسيزي! يك شيطنت شيطنت آميز ، چيزي شبيه به آن. در غير اين صورت ، وودي آلن در يكي از اولين فيلم هاي او صحنه اي عالي وجود دارد (آني هال ، يادداشت سردبير). او يك دسته كوكائين دارد ، او آماده است آن را خرخره كند و در آنجا عطسه مي كند ، و كوكائين را در همه جا پرواز مي دهد. آي تي 

، اين بسيار نيويورك است.

آيا كارگرداناني در نيويورك هستند كه با آنها نزديك بوده باشيد؟ من جارموش را مي شناسم ، او را دوست دارم ، او مرا دوست دارد. قرار بود با هم براي يكي از فيلم هاي او مجسمه صليب بسازيم ، اما اين اتفاق نيفتاد. افراد زيادي در تجارت فيلم عاشق خودكشي هستند. مثل پسر بچه است ، بازيگري كه در توكيو در يك چيز بازي كرد ... بيل موري! يك طرفدار بزرگ وال كيلمر نيز مي خواست با من ملاقات كند. و سپس جاني دپ ، كه من هميشه او را دوست داشتم ، حتي اگر دزدان دريايي كارائيب تند و زننده باشد. يك روز ، دپ براي استوديوي بازيگر مصاحبه كرد. از او س whatال مي شود كه از چه صدايي بيشتر متنفر است و او به جاروبرقي پاسخ مي دهد. صداي جاروبرقي! اما از صداي جاروبرقي هم متنفرم! من مي دانستم كه جاني دپ را دوست دارم ، اما واقعاً او را دوست داشتم.



آيا كسي تا به حال از شما خواسته است كه موسيقي فيلم را انجام دهيد؟ بله ، آلماني ها و فيليپ گراندريو نيز ، من موسيقي متن فيلم Sombre (1998) را ساختم. در ابتدا فيليپ فقط برخي از ترانه هاي من را در صحنه پخش مي كرد تا بازيگران از روحيه مناسبي برخوردار شوند. و بعد او مثل اين شد كه: "چرا از او نمي خواهي آهنگي را بسازد؟" من مجبور شدم فقط يكي را انجام دهم و ادامه دادم. رفتن به پيش نمايش ، نشستن در اتاق ، گوش دادن به موسيقي من ، بسيار هيجان انگيز بود.

آيا از اينكه در فيلم ها كارهاي بيشتري نكرده ايد نااميد شده ايد؟ بخشي از من مي گويد بله ، بخشي ديگر مي گويد ما كاري نداريم. من به سني رسيدم كه انجام و عدم انجام كارها برايم اهميتي ندارد. نمي دانم چه كسي را مي خواهي بدست بياوري ، كه به هر حال بهتر از من خواهد بود؟ در دنياي سينما همه من را مي شناسند. در موسيقي ، دنياي هنر ، ويدئو ... آلن وگا و خودكشي را همه مي شناسند. من به موزه ها رفته ام ، گذشته نگاري داشته ام ، فرانسوي ها برايم چيزهايي خريده اند. مركز پمپيدو آثاري از من دارد ، درآمد زيادي كسب كرد. در حالي كه من به هر شهر بزرگ آمريكا رفته ام و چيزي فروخته ام. هيچ كس آن را نمي خواست. اعتقاد بر اين است كه چون من مشهور هستم ، همه در صف انجام كاري با من هستند. اما نه. به هر حال آنها را دمار از روزگارمان درآورد.

شما روزهاي بزرگ نيويورك را از درون در زير زمين زندگي كرديد. فكر مي كنيد اين شهر بتواند چنين جوشاني را دوباره زنده كند؟ نمي دانم. وقتي مردم از من س askال مي كنند ، مي گويم خيلي متاسفم كه دهه 1970 را از دست داده اند ... براي من ، اين بهترين سالها بود. در آن زمان ، هيچ چيز مهم نبود. مردم آماده انجام هر كاري بودند: شير رقص ، ذوزنقه ، رنگ آميزي ... و اين همان چيزي است كه به ما امكان ديدن و انجام كارهاي زيادي را مي دهد. در حالي كه اكنون ... اكنون همه خواهان شغل هستند ، نمي دانم چرا. و سپس همه چيز بيش از حد سازمان يافته است. وقتي مردم به من مي آيند و در مورد موسيقي صحبت مي كنند ، من هميشه مي گويم حق چاپ را كنار نگذار ، زيرا در غير اين صورت گريه مي كني. از هر چيز ديگري صرف نظر كنيد ، اما از حقوق خود نه خودكشي هرگز انجام نداد.

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۶:۳۳:۲۶ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]

- فيلم هفته: يك سال جديد -
ايگور و ژنيا يكديگر را دوست دارند. قابل بحث نيست آنها با هم مي خندند ، با هم زندگي مي كنند ، از يكديگر مراقبت مي كنند و با مهرباني عشق مي ورزند. او يك تاكسي زيرزميني است ، او يك طراح گرافيك در يك جعبه است. آنها دوباره صبح سحر ديدار مي كنند ، و بوسه مي كنند ، سپس جدا مي شوند.

A New Year سومين فيلم سينمايي Oksana Bychkova است و از روي تيتراژ الهام گرفته شده از نمايشنامه اي از الكساندر ولودين ، ​​منتشر شده به زبان فرانسه تحت عنوان آيا خود را از آنهايي كه دوست داري جدا نكنيد ، به ندرت در اروپا اجرا شده اما اغلب در تئاترهاي روسيه اجرا مي شود ، جايي كه نويسنده آن چخوف قرن بيستم محسوب مي شود. اين فيلم روشي چخويايي دارد كه مي تواند شخصيت ها را در مكاني قرار دهد و به زوال پيوندهايي كه آنها را متحد مي كند ، با نگاهي بين بدبيني و نااميدي در نوسان باشد. صحنه نهال سنتي است ، بلكه آپارتمان زن و شوهر جوان است. و سال نو آينده براي او "سال خوبي" نيست.

مبارزه طبقاتي
چون ژنيا و ايگور از هم جدا مي شوند. ما در ابتداي كار آن را نمي بينيم اما در واقع شكاف در حال حاضر وجود دارد و شكاف در تمام فيلم بسيار آهسته افزايش مي يابد. به اين دليل است كه ژنيا شغل جديدي دارد و شركتي كه او روزهاي خود را در آن سپري مي كند جوان ، درخشان ، روشنفكر است. شوخي مي كنيم ، مهماني ترتيب مي دهيم ، سيگار مي كشيم ، مي نوشيم ، مي رقصيم. و ژنيا مي خواهد سرگرم شود. ايگور آرزوي يك زندگي آرام ، يك كار آسان ، صورتحساب هاي پرداخت شده ، يك شام خوب در خانه را دارد. تنش به آهستگي اما مطمئناً افزايش مي يابد ، به عنوان مثال وقتي ژنيا در موسيقي ، در دفاتر مورد حمله حزب مورد استفاده قرار مي گيرد ، در حالي كه ايگور نشسته او را تماشا مي كند. او منتظر است تا او برگردد. اين فيلم هيچ ديدگاهي را اتخاذ نمي كند ، اين دو شخصيت به نوبه خود نسبت به يكديگر ناعادلانه هستند ، هر دو توهين آميز ، بدون اينكه داستاني هرگز به يك يا ديگري گرايش پيدا كند. از اين بلاتكليفي در صحنه پردازي ، كه فيلم قادر به حفظ كامل آن است ، نوعي غم شيرين برمي خيزد و سرانجام عدم امكان زندگي مشترك آشكار است.

و اين عدم امكان رواني نيست ، سياسي است. آنچه بين ژنيا و ايگور در معرض خطر است چيزي فراتر از يك عشق عشق ، يك مبارزه طبقاتي است. او به يك صحنه محوري ، در قلب فيلم ، حمله مي كند: هر دو در يك اتوبوس هستند ، او كمي سرحال به نظر مي رسد. او را مسخره مي كند. سپس يك زن وارد عمل مي شود ، او فكر مي كند ايگور خجالت آور است و دختر جوان را آنطور كه بايد آزار مي دهد. اين به اين دليل است كه تفاوت اجتماعي ، در تصوير ، در نگرش هاي آنها ، در نحوه ايستادن آنها در فضا ، به رنگ لباس هايشان نقش بسته است. ايگور آن را به صورت زير خلاصه مي كند: «ما به دلايل فني طلاق مي گيريم. او يك كنتس است و من احمق هستم ". اين فيلم يك نقاشي ديواري اجتماعي نيست ، روايت در مقياس متوسط ​​زن و شوهر حفظ مي شود ، بدون اينكه هرگز ادعا كند كه به طور كلي خوب است. اما براي همه اينها ، چيزي در مورد جامعه روسيه و مدل هايي كه به جوانان ارائه مي شود گفته مي شود: مدل سنتي روسيه و غرب هيپستريزه ، دو مدل كه هيچ كدام كارساز نيستند - يكي منسوخ و بيگانه است ، ديگري سرگيجه و سطحي است ، و در وسط ، يك منطقه كاملاً نمايشي از عدم اطمينان است كه در آن زن و شوهر مبارزه مي كنند.

 

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ آبان ۱۳۹۹ ] [ ۰۶:۳۲:۴۹ ] [ كوروش ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ]
.: Weblog Themes By sitearia :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : ---
دیروز : ---
افراد آنلاین : ---
همه : ---
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

خرید فالوور و لایک

لینک ساز ، سامانه خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ آگهی

سئو کار حرفه ای / ثبت آگهی رایگان / خدمات نظافتی در مشهد / باربری / بسته بندی لوازم منزل / دانلود بازی اندروید / دانلود نرم افزار اندروید  / شرکت خدمات نظافتی آریا / شرکت نظافت منزل و راه پله در مشهد / شرکت نظافت راه پله در مشهد / شرکت نظافت منزل در مشهد   / ربات افزایش فالوور عضوگرام / تربیت سگ / خرید گوشی شیائومی / بروز کالا / قیمت یاب / قیمت تلویزیون / قیمت گوشی آیفون  / چگونه جذب خود کنیم  /سایت ایرونی  / بازی اندروید  / چت روم / خدمات گرافیک آریا گستر